من مدتی است از این تارنما به طور موقتی به خانه ای دیگر رفته ام.
منتظر دیدارتان در خانه جدید هستم
ادامه مطلب
حضور اكبر هاشمي رفسنجاني در مقام خطيب نماز جمعه فردا به بحث انگيز ترين موضوع اين روزها تبديل شده است ، اينكه هاشمي در پس سكوت 34 روزه خود در خصوص نتيجه و پيآمدهاي انتخابات دهمين دور رياست جمهوري از چه چيزي سخن خواهد گفت، اينكه آيا نمازگزاران اين جمعه نيز همچون ساير نمازهاي جمعه از يك طبقه خاص خواهند بود يا آنكه اين بار همه خواهند رفت هم موافقين و هم معترضين، اينكه ميهمانان و نمازگزاران ويژه فردا چه كساني هستند، پرسشهايي است كه نه تنها در اندك سايتهاي موجود و بي رمق خبري نزديك به اصلاحطلبان مطرح ميشود بلكه حتي مي توان گفتن , از اين موضوع را با چند دقيقهاي نشستن در يك ايستگاه اتوبوس يا ايستادن در يكي از صف هاي معمول و هر روزه بارها و بارها از زبان مردم شنيد.
اما اين تنها اصلاحطلبان و مردم ناراضي از نتايج اعلام شده انتخابات نيستند كه محور سخنان چند روزه خود را بر پايه حضور هاشمي و احتمالات حواشي اين حضور استوار كرده اند، حاشيه هايي كه چه بسا پر رنگ تر از متن ظاهر شود. در سوي ديگر رسانه هاي وابسته به طيف حامي دولت نيز با ارسال نامه، انجام مصاحبه هاي متعدد و نوشتن يادداشت نگراني خود را از اين بابت پنهان نكرده اند.
سایت «رجا نیوز» از اصلي ترين وب سایت های حامی محمود احمدی نژاد در مطلبی که مدعی است جمعی از دانشجویان دانشگاه های تهران خطاب به هاشمی نوشته شده و با اشاره به اینکه" نمازگزاران به هاشمی اعتراض خواهند کرد" محملي نيز براي اين اعتراض آماده كرده و به نقل از اين نامه خطاب به هاشمي عتاب ميكند كه:" زمینه را برای شناخت بهترکسانی که با استفاده از وجهه شما، قصد تخریب انقلاب را دارند و در پشت شما پناه گرفته اند، فراهم کنید و هرگونه سنگ اندازی در مقابل جریان عدالت خواهی ملت را «حرام» اعلام کنید".
"جهان نیوز" از دیگر سایت های حامی احمدی نژاد در مطلبی قابل تامل و همسو با رجا نيوز در این باره مينويسد:" همزمان با اعلام حضور آیت الله هاشمی در نماز جمعه این هفته تهران، برخی جریانات سیاسی با اهدافی خاص، سعی در تحریک نمازگزاران تهرانی در سر دادن شعارهای تند علیه رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام را دارند"
همچنين در خبرهاست كه ميرحسين موسوي و محمد خاتمي از جمله ميهمانان ويژه اين مراسم هستند، گرچه هنوز اين خبر از سوي اين دوچهره و نزديكان آنها رسما اعلام نشده است . اما حاميان آنها فراخوانهايي براي حضور معترضين و شاكيان در اين روز منتشر كرده اند. اگر فرض را بر حضور هر دو گروه آنهم با هدف "اعتراض" بگذاريم يعني گروهي در اعتراض به مواضع هاشمي در انتخابات و سكوت چهار هفته اي و گروهي ديگر در اعتراض به نتيجه اعلام شده انتخابات، بايد روزي دشوار و ملتهب را پيش بيني كرد.
تا اينجا مشخص است كه عمده كساني كه نيت كرده اند تا روز جمعه را حتما در اين "فريضه عبادي – سياسي" شركت كنند براي چه هدفي است، اما آنچه كه در لايهاي از غبار گمانه زني و ابهام فر رفته است راز سكوت هاشمي است، آيا هاشمي موضعي را اعلام خواهد كرد كه در بيانيه مجمع تشخيص مصلحت نظام آمده بود يعني "تمكين به نظر شوراي نگهبان"؟ آيا هاشمي همچون هميشه در مسير دو پهلو گويي و نگه داشتن جانب طرفين قدم خواهد زد؟ يا از چهره به شدت تخريب شده خود در طول دو دوره انتخابات رياست جمهوري دفاع خواهد كرد؟ و چون سه كانديداي ديگر حاضر در رقابتهاي خرداد 88 نتيجه انتخابات را زير سئوال خواهد برد؟ روز دشوار هاشمي رفسنجاني در راه است و همگان با نگراني و دلواپسي چشم انتظار نيمه روز داغ فرداي تهران هستند. هاشمي فردا چه خواهد گفت؟ در داربي فرداي تهران راز سكوت 34 روزه هاشمي از كدام جانب شكسته خواهد شد؟ بايد در انتظار يك طلوع ديگر آفتاب داغ تابستان بود تا راز سر به مهربه عالم عيان شود!
اين يادداشت در وبسايت حزب اعتماد ملي
الغرض . . .ليد مصاحبه را با گفتاري از " پريمو لوي" نويسنده ايتاليايي آغاز كردم ، جملهاي كه به فاجعه "هولوكاست" اشاره داشت و من احساس مي كردم كه اين جمله ميتواند جانمايه هدف ما از بازخواني 18 تير باشد. آنجا كه "پريمو لوي" مينويسد: "
«پيش آمده است، پس باز هم ممکن است پيش آيد.ممکن است در هر جايی پيش آيد.
اين سخن جانمايه آن چيزی است که بايد گفت»
ديروز كه از سر كنجكاوي نامم را در گوگل سرچ مي كردم به وب سايت مسعود ده نمكي برخوردم و درج اين گفتگو در سايت شخص اش، جالب آنكه آقاي ده نمكي نام اين نويسنده را "پري مولوي"! ذكر كرده بود. نكته آنكه آقاي ده نمكي كه اخير با فيلمسازي و كارگرداني خود را در طبقه "فكر روشنها" جاي داده است هنوز كپي پيست كردن را هم احتمالا نمي داند يا شايد هم مي خواست جمله يك فرد بيگانه را به خودي ! تبديل كند.
اين گفتگو را بخوانيد:
پيش آمده است، پس باز هم ممکن است پيش آيد، ممکن است در هر جايي پيش آيد، اين سخن جانمايه آن چيزي است که بايد گفت."پريمو لوي"
صاحبقلم ـ مجتبي فتحي ـ فرهمند عليپور: «حوصلهاش را ندارم، بازي ديگر تمام شده است.»
اين حرفهاي مسعود دهنمکي، مردي است که نامش با حادثه کوي دانشگاه گره خورده است و اکنون پس از گذشت 7 سال نميخواهد درباره 18 تير حرفي بزند، ميگويد: نگاهي به قضاياي سالهاي 76 تا 78 را در فيلم «کدام استقلال، کدام پيروزي» ترسيم کرده است. فيلمي که هنوز به اکران عمومي در نيامده است و در آن دو جريان سياسي را به دو تيم فوتبال و هواداران آنها تشبيه کرده است. دهنمکي در ادامه ميگويد: «دانشجويان در 18 تير دعوا را خيلي جدي گرفته بودند، آنها فکر ميکردند قرار است استاديوم را بکوبند و از نو بسازند، در صورتي که اين تنها يک داربي بود، مسابقهاي که تمام ميشود.»
او از دنياي هنر و عرصه سياست ميگويد و اينکه اين دو هيچ تفاوتي با همديگر ندارند: «سياست نيز همچون هنر است، کارگردان دارد، بازيگر و گريم دارد و آدمهايي که بر حسب شرايط جامعه تغيير ميکنند، سياسيون همه بازيگران خوبي هستند!»
دهنمکي همچنان آرمانگر است و اين را ميتوان در نوشتههايش، در فيلمهايش و در چشمهايش به وضوح ديد. ميگويد که «او همان دهنمکي 15 سال پيش است» زماني که تنها يک روزنامه نگار بوده است با قلمي آتشين، «بدون هيچ تغييري».
در بعدازظهري داغ و تابستاني به دفترش در طبقه چهارم ساختماني در يکي از کوچههاي خيابان شهيد بهشتي (عباسآباد) رفتيم تا با مسعود دهنمکي حادثه کوي دانشگاه را بازخواني کنيم. حادثهاي که ارتباط او با آن تنها بر اثر جريان «سميه و شاهرخ» پيش آمد، او هيچ علاقهاي به صحبت کردن در اين زمينه نداشت و در انتهاي پاسخ هر سوالش تاکيد ميکرد که به هيچ سوال ديگري در اين رابطه پاسخ نميدهد. شايد به اين خاطر که دهنمکي ميخواهد يک کارگردان سينما باشد و حرفهايش را اينبار از طريق پرده سينماها در ميان بگذارد. حاصل اين گفتوگو که اينک از نظر ميگذرانيد، شايد بتواند چند پرسش را درباره حادثه کوي پاسخ دهد و البته سوالات تازهتري را مطرح کند. نگاه ابزاري به جنبش دانشجويي تحت لواي شعار «فشار از پايين چانهزني از بالا» باعث شد تا دانشجويان به خيابان بيايند، هزينه بپردازند و آخر سر به آنها بگويند که برويد در خانه بنشينيد و از لحاظ تئوري قوي شويد. هر موقع جريانهاي سياسي از دانشجويان بهرهبرداري کردهاند، دانشجويان متحمل هزينه شده و گردانندگان آنها در حاشيه امن بودهاند.
ادامه مطلب
در آخرين نماز جمعهاي كه در شهريور ۵۸ توسط او برگزار شد، طالقاني سخني گفت كه نشان از ژرفاي انديشه و دريافت حقيقت انگيزه پروردگار در فرستادن رسولان خود دارد:" راه خدا راه نجات خلقهاست،راه آزادي انسانهاست،راه خدا نه به سمت آسمانهاست، نه شرق و نه غرب و شمال و جنوب،اراده خدا همين {آزادي انسانها} است."
به نظر ميآيد كه هيچ تفسير و تحليلي نمي تواند قدرت اين سخن را زيباتر از آنچه خود طالقاني گفته است بيان كند.

