زنان و سه جمهوری اسلامی
چهار سال پیش از آنکه مفسران قانون اساسی در جمهوری اسلامی ایران که معمولاً پایگاه نیروهای محافظهکار و سنتی است ، بر اساس تفسیری نوین مجوز حضور زنان در عرصه رقابتهای ریاست جمهوری را صادر کنند، در دیگر نظام جمهوری اسلامی یعنی در افغانستان تازه رها شده از حکومت طالبانی زنان توانستند خود را نامزد تکیه بر کرسی ریاست جمهوری کنند.
سیما ثمر زن جسور افغانی نخستین زنی بود که نامزدیش حکایت از طلوع آفتاب بهاری در آسمان همیشه غبارآلود کابل داشت. گرچه او رقابت را به حامد کرزای باخت اما همین حضور او تا زنگ آخر رقابت ها برای زنان افغانستان یک پیروزی بزرگ بود.اما برای آنکه به سابقه حضور زنان در نظام جمهوری اسلامی و به خصوص در کسب مقام ریاست جمهوری بهتر پی ببریم باید اندکی عقب تر و به کشور سومی برویم، کشوری که هم عنوان رسمی آن همچون ایران و افغانستان جمهوری اسلامی است و هم مرزهای طولانی با هر دو کشور دارد.
پاکستان میراثدار فرهنگ شبه قاره ای است که زنان زیادی را در تارک سپهر سیاست خود دیده و تنها نظام جمهوری اسلامی جهان است که زنان تا کنون توانستهاند بالاترین کرسی سمت اجرایی کشور را عهدهدار شوند.هرچه نام سیما ثمر در میان مردم ایران کمتر شناخته شده است، نام بینظیر بوتو پرآوازه است گرچه میتوان عمدهترین راز این شهرت را سالها عهدهدار بودن پست نخستوزیر این کشور مسلمان و سفرهای او به تهران در زمان هاشمی رفسنجانی جستجو کرد.
به هر حال گرچه تفسیر جدید شورای نگهبان حضور زنان توانمند ایرانی را برای مشارکت در بالاترین درجات عرصه قدرت و کسب عالیترین سمت اجرایی کشور فراهم کرده است و از همین رو شور و شوقی در میان زنان فعال برانگیخته و جمعی از آنان قصد مزهمزه کردن شیرینی آن را دارند. اما با توجه به مختصات اجتماعی جامعه ایران و حاکمیت نگاه و فرهنگ مردسالارانه تمامی تاریخ ایران به نظر میرسد که زنان برای کسب اکثریت آراء در انتخابات و در دست گرفتن نگین و مهر ریاست جمهوری هنوز باید صبر کنند.
تجربه انتخابات مجلس ششم در فضایی که مردم ایران گرایش جدیدی به اصلاح امور خود بالاخص حوزه سیاسی را داشتهاند و نگاه متفاوت به پیرامون مد زمانه شده بود نشان داد که کلیت جامعه هنوز برای دادن پستهای بالادستی به زنان چندان عجلهای ندارند. در آن انتخابات زنان در کمال شگفتی تنها 13 کرسی از 290 کرسی مجلس شورای اسلامی را به خود اختصاص دادند، این میزان یک کرسی کمتر از مقداری بود که در مجلس پنجم نصیب خود کرده بودند.
در روی دیگر این سکه به نظر میآید که همزمان با افول جناح اصلاحطلب از عرصه قدرت در ایران گروههای زنان فعالیتهای پر قوتتری را آغاز کردهاند و حتی در برخی زمینهها گوی رقابت را از سایر فعالان و کنشگران جامعه مدنی ربودهاند.
سال تازه با دو خبر از شورای نگهبان آغاز شد، یکی سخنان بحث برانگیز دبیر آن در جمع ناظران این شورا که کاندیداهای موجود در رقابت ها و ناظران سیاسی از آن بوی دخالت در انتخابات را استشمام کردند و شیخ اصلاحات نیز پاسخ تند و صریحی به آن داد و خبر دوم لغو محدودیت و انسداد برای حضور زنان در میدان رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری بود.
شاید با اندکی اغماض بتوان گفت در یک سکانس شورای نگهبان نمایشی از واقعیت جامعه امروزی ایران باشد که همچون موجودی، نیمی از پیکرهاش در سنت گرفتار و دست و پا میزند و نیم دیگرش در تلاش برای کسب خصلت های مدرنیته.

سیما ثمر زن جسور افغانی نخستین زنی بود که نامزدیش حکایت از طلوع آفتاب بهاری در آسمان همیشه غبارآلود کابل داشت. گرچه او رقابت را به حامد کرزای باخت اما همین حضور او تا زنگ آخر رقابت ها برای زنان افغانستان یک پیروزی بزرگ بود.اما برای آنکه به سابقه حضور زنان در نظام جمهوری اسلامی و به خصوص در کسب مقام ریاست جمهوری بهتر پی ببریم باید اندکی عقب تر و به کشور سومی برویم، کشوری که هم عنوان رسمی آن همچون ایران و افغانستان جمهوری اسلامی است و هم مرزهای طولانی با هر دو کشور دارد.
پاکستان میراثدار فرهنگ شبه قاره ای است که زنان زیادی را در تارک سپهر سیاست خود دیده و تنها نظام جمهوری اسلامی جهان است که زنان تا کنون توانستهاند بالاترین کرسی سمت اجرایی کشور را عهدهدار شوند.هرچه نام سیما ثمر در میان مردم ایران کمتر شناخته شده است، نام بینظیر بوتو پرآوازه است گرچه میتوان عمدهترین راز این شهرت را سالها عهدهدار بودن پست نخستوزیر این کشور مسلمان و سفرهای او به تهران در زمان هاشمی رفسنجانی جستجو کرد.
به هر حال گرچه تفسیر جدید شورای نگهبان حضور زنان توانمند ایرانی را برای مشارکت در بالاترین درجات عرصه قدرت و کسب عالیترین سمت اجرایی کشور فراهم کرده است و از همین رو شور و شوقی در میان زنان فعال برانگیخته و جمعی از آنان قصد مزهمزه کردن شیرینی آن را دارند. اما با توجه به مختصات اجتماعی جامعه ایران و حاکمیت نگاه و فرهنگ مردسالارانه تمامی تاریخ ایران به نظر میرسد که زنان برای کسب اکثریت آراء در انتخابات و در دست گرفتن نگین و مهر ریاست جمهوری هنوز باید صبر کنند.
تجربه انتخابات مجلس ششم در فضایی که مردم ایران گرایش جدیدی به اصلاح امور خود بالاخص حوزه سیاسی را داشتهاند و نگاه متفاوت به پیرامون مد زمانه شده بود نشان داد که کلیت جامعه هنوز برای دادن پستهای بالادستی به زنان چندان عجلهای ندارند. در آن انتخابات زنان در کمال شگفتی تنها 13 کرسی از 290 کرسی مجلس شورای اسلامی را به خود اختصاص دادند، این میزان یک کرسی کمتر از مقداری بود که در مجلس پنجم نصیب خود کرده بودند.
در روی دیگر این سکه به نظر میآید که همزمان با افول جناح اصلاحطلب از عرصه قدرت در ایران گروههای زنان فعالیتهای پر قوتتری را آغاز کردهاند و حتی در برخی زمینهها گوی رقابت را از سایر فعالان و کنشگران جامعه مدنی ربودهاند.
سال تازه با دو خبر از شورای نگهبان آغاز شد، یکی سخنان بحث برانگیز دبیر آن در جمع ناظران این شورا که کاندیداهای موجود در رقابت ها و ناظران سیاسی از آن بوی دخالت در انتخابات را استشمام کردند و شیخ اصلاحات نیز پاسخ تند و صریحی به آن داد و خبر دوم لغو محدودیت و انسداد برای حضور زنان در میدان رقابتهای انتخابات ریاست جمهوری بود.
شاید با اندکی اغماض بتوان گفت در یک سکانس شورای نگهبان نمایشی از واقعیت جامعه امروزی ایران باشد که همچون موجودی، نیمی از پیکرهاش در سنت گرفتار و دست و پا میزند و نیم دیگرش در تلاش برای کسب خصلت های مدرنیته.
روزنامه اعتماد دوم اردیبهشت88
http://www.etemaad.ir/Released/88-02-02/166.htm
+ نوشته شده در یکشنبه 6 اردیبهشت1388ساعت 15:5 توسط فرهمند علی پور |

